کتابهای ملاصدرا

 1ـ2ـ2. تفسیر سورة الفاتحة: تفسیری عربی از سوره حمد، حاوی معارف الهی، نکات عرفانی، اشراقات فلسفی، بیان اسرار و معانی حروف می‌باشد. در بعضی از نسخه‌ها به همراه سوره بقره یا دیگر سوره‌های تفسیر شده توسط ملاصدرا، استنساخ یا به چاپ رسیده است.

 2ـ2ـ2. تفسیر سورة البقرة: تفسیری به زبان عربی در زمینه مکاشفات عرفانی و اشراقات فلسفی و بیان اسرار و معانی حروف مقطعه اوائل بعضی از سور قرآن مجید و مطالب دیگر می‌باشد. از ابتدای سوره آغاز می‌گردد تا آیه 62 «کونوا قردة خاسئین»، هرچند نسخه‌های گوناگون، هر یک تا آیه بخصوصی را شامل می‌شود.

 3ـ2ـ2. تفسیر آیة‌الکرسی ـ تفسیر العروة الوثقی: تفسیر فلسفی عمیقی از آیه 256 بقره در 20 مقاله است که در هر مقاله عبارتی از آیه، به زبان عربی تفسیر می‌شود. مطالب هر مقاله با عنوانهای مختلفی همچون: «مقاصد، مطالب، مشاعر، اشارات، لطیفات، فوائد، لوامع، لوایح، اطوار» بیان شده است.

 4ـ2ـ2. تفسیر آیة‌النور: تفسیری به زبان عربی ذیل عنوانهای: «فصل، لمعة، هدایة، تنبیه» که به روش خاص ملاصدرا در شرح آیه نور: «الله نور السموات و الارض» نگارش یافته است.

 5ـ2ـ2. تفسیر سوره یس: ملاصدرا به زبان عربی و با اصول خاص خود این سوره را از ابتدا تا انتها تفسیر می‌کند و با اشارات حکیمانه و عارفانه در تفسیر، نظر خود را اثبات می‌نماید. این رساله علاوه بر فوائد و مطالب دقیق حکیمانه و عرفانی، شامل اسرار قرآنی و مطالب ادبی و دینی می‌باشد. مقدمه کتاب از بهترین انشائات و حاوی محکم‌ترین ادله عقلی و نقلی است و بر لزوم تعقل و تفکر در قرآن و عالم و عدم کفایت تقلید از این و آن در مباحث علمی اقامه دلیل می‌کند. در این تفسیر از شبهات ابلیسیه سخن رفته است. وی متن شبهات را از ملل و نحل نقل می‌‌کند و به اختصار از آن می‌گذرد و در ضمن به تفصیل درباره معاد سخن می‌راند.

 6ـ2ـ2. تفسیر سورة السجدة: مطالب تفسیری به زبان عربی تحت عنوانهای: «کشفیة، مکاشفة، تبیان و تلویح عرشی» بیان گردیده است.

 7ـ2ـ2. تفسیر سورة الحدید: تفسیری به زبان عربی از دیدگاه حکمت و عرفان که تحت عنوانهای «مکاشفة، لمعة الالهیة، فائدة و خاتمة» نگاشته شده است.

 8ـ2ـ2. تفسیر سورة الجمعة: المطالع و الاشراقات: تفسیری به زبان عربی در 12 مطلع و هر یک در چندین اشراق و یک خاتمه می‌باشد. نویسنده در مقدمه می‌نویسد: «چون این سوره مشتمل بر امّهات ربوبی است، از جمله معرفت مبدأ و معاد، بعث، انزال کتاب، ماهیت کتاب، رسول و هدایت عقول، بر آن شدم که به قدر توان، ربوبیات مستفاد از این سوره را بیان دارم». بدین ترتیب شرحی درباره اصول مسائل ربوبی، مبانی قواعد الهیات و جوهر عرض انسانی ذکر می‌شود. ملاصدرا موجودات را تقسیم می‌کند به: 1ـ‌ موجود بنفسه و قیوم بذاته 2ـ موجود بغیره و قائم بمدد غیره. وی پس از آنکه حال هر یک از این موجودات را بر می‌شمارد به تفسیر سوره جمعه می‌پردازد و برای بیان مقصود خود، مطالبی از قرآن می‌آورد.

 9ـ2ـ2. تفسیر سورة الواقعة: تفسیری حکیمانه و عارفانه به زبان عربی است، ابتدا شأن نزول آیه را می‌آورد و بعد مباحثی از قبیل مبدأ و معاد، روح و وجود را با موازین فلسفی در ذیل آیات به بحث می‌گذارد.

 10ـ2ـ2. تفسیر سورة الطارق: در این مکتوب عربی، مختصری از اسرار سوره طارق از دیدگاه فلسفی بیان می‌گردد. مفسر در ابتدای تفسیر می‌نویسد: «آنچه در زیر می‌آید نکته‌ها و رموزی است که خدای بزرگ بر قلب این بنده آبق افاضه کرده و من نیز سر آن دارم که این رموز را به سلک نظم کشم و در دسترس عموم گذارم». مؤلف نخست هر آیه را ذکر می کند سپس به مقتضای جایگاه بحث، با عقیده و نظر فلسفی خود، آن آیه را تفسیر می‌کند.

 11ـ2ـ2. تفسیر سورة الأعلی: تفسیر عرفانی ـ فلسفی از سوره أعلی به زبان عربی در 10 تسبیح مرتب شده و بارها با «کشف الفوائد» به چاپ رسیده است.

 12ـ2ـ2. تفسیر سورة‌ الزلزال: تفسیر عرفانی ـ‌فلسفی از سوره زلزال به زبان عربی است.

 13ـ2ـ2. تفسیر سورة التوحید: تفسیر سورة اخلاص به زبان عربی، با حجمی اندک و تعداد نسخه‌هایی کمتر از تفاسیر دیگر ملاصدرا شناسایی شده است.

 3ـ2. معانی الألفاظ المفردة من القرآن: بعضی از الفاظ قرآن کریم را به شکل تفسیر مفردات، بطور پراکنده به زبان عربی تألیف نموده است که به اعتقاد فهرست کتابخانه مرکزی تهران، از روی «معانی الاخبار» صدوق با حذف سند و با عنوانهای «باب»، ترتیب یافته است.

 4ـ2. متشابه القرآن ـ متشابهات القرآن: از همان آغاز اسلام آشکار بود که برخی از آیات قرآن ساده و روشن و برخی دیگر چند پهلو و تأویل پذیراند. پس از پیدایش مذاهب گوناگون چون هر مذهبی برای اثبات راه خود به آیتی چند از قرآن استدلال می‌کرد و دشمنان ایشان برای پاسخ دادن، آن آیات را متشابه می‌خواندند. اندک اندک بعد از سده سوم، عده‌ای به گردآوری و مشخص ساختن آیات متشابه پرداختند. ملاصدرا در این رساله علوم قرآنی به زبان عربی از فواید آمدن چنین آیاتی در قرآن و تفسیر برخی از آنها از دیدگاه عرفان و فلسفه الهی گفتگو می‌کند و معتقد است که می‌توان از راه تأویل و مکاشفه معنی حقیقی آنها را دریافت.

 وی ضمن 6 فصل با بیان آرای گروههای مختلف، رأی خود را به روشی عرفانی ـ فلسفی اثبات می‌کند:

 الفصل الاول: فی‌ مذاهب الناس فی باب متشابهات القرآن

 الفصل الثانی: فی مذهب بعض المفسرین علی قاعدة التنزیه البحث (در طرح و ردّ گفتار قفال شاشی: «گفتار خدا در خور عقل شنونده است».)

 الفصل الثالث: فی فساد مذهب اهل التعطیل (طرح و ردّ: «فهم برای مردم محال است».)

 الفصل الرابع: فی مذهب اهل التحصیل فی التأویل (مذهب مولف)

 الفصل الخامس: فی زیادة تاکید ما قررناه

 الفصل السادس: فی اظهار شیء من لوامع علوم المکاشفة (تأویل برخی آیات متشابه مانند «الرحمن علی العرش استوی...»).

 5ـ 2. مفاتیح الغیب: این کتاب در زمینه تفسیر فلسفی و به زبان عربی است، ملاصدرا پس از مدح بسیار از قرآن می‌نویسد: «حکمت حقیقی در درک معانی قرآنی است بنابراین بر آن شدم که در 20 فاتحه از ماهیت، مقدمات و فهم مسائل علم تأویل قرآن، مطالبی بیاورم که در قرآن‌شناسی اهمیت فراوانی دارد». لذا در این کتاب درصدد بیان مبدأ و معاد، اسرار و نکات عرفانی مستفاد از قرآن است که در نوع خود فرید می‌باشد. ابتدا یک دوره فلسفه الهی را بر پایه مبانی خود در اسفار و شواهد ربوبیه ذکر می‌کند؛ علم الهی را به تعریف می‌کشد و سپس مسائل آن را شرح می‌دهد و در ضمن این شرح، مباحث فلسفی دیگر را مورد توجه قرار می‌دهد که حاصل این بحثها چیزی اضافه بر «اسفار» نیست.

 این کتاب همچون مقدمه‌ای برای تفسیر صدرا محسوب می‌گردد.

 3ـ حدیث

 1ـ3. شرح الاصول من الکافی: شرح کتاب عقل و جهل و علم، توحید و حجة کافی تا حدیث 513، به زبان عربی است. شارح تمام احادیث را با سلسلة اسنادشان نقل و در ذیل آن شرح روات و نوع روایت را ذکر می‌کند، سپس شرح حدیث را به تفصیل با بیانی شافی و وافی حاوی نکات حکمی و لطائف عرفانی و جهات رجالی پیرامون سندها و ... با روشی فلسفی می‌آورد. وی طریق خود را با سلسله شیخ‌بهائی و میرداماد روایت می‌کند. مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه معتقد است ملاصدرا در اثناء شرح فوت کرد و کلام خود را به اتمام نرساند و تا حدیث اول باب 11 از کتاب الحجة (باب ان الائمة علیهم السلام ولاة امرالله و خزنة علمه) ادامه داده است. صدرا حدیث مشهور هشام را در مورد عقل و جهل بطور مبسوط در 21 مشهد شرح نموده است. این شرح در شیراز انجام گرفته است.

 2ـ3. احادیث(پراکنده)

 1ـ2ـ3. در حدیثی آمده است: زینب عطاره روزی به منزل پیغمبر(ص) وارد شد. وی عطر فروش بود، حضرت رسول اکرم(ص) به محض ورود به خانه با دیدن وی فرمود: «مرحبا بر تو که با فروش عطر خود منزل ما را عطرآگین کردی»، او گفت: یا رسول‌الله(ص) من نه بهر عطر فروشی بدینجا آمدم بلکه آمدم تا درباره عظمت خداوند سوال کنم، پس از این سوال پیغمبر اکرم(ص) شرح مفصلی را درباره خداوند شروع و عظمت او را تبیین نمود. این حدیث توسط ملاصدرا شرح و نکات دقیق آن ذکر می‌شود.

 2ـ3ـ3. شیخ صدوق در توحید خود از نبی اکرم(ص) نقل می‌کند که: «ان الله عزوجل عموداً من یاقوت حمراء رأسه تحت العرش و اسفله علی ظهر الحوت فی الارض السابعة السفلی فاذا قال العبد لا اله الا الله اهتز العرش و تحرک العمود و تحرک الحوت فیقول الله تبارک و تعالی اسکن یا عرشی فیقول کیف اسکن و انت تغفر لقائلیها فیقول تبارک و تعالی اشهدوا ملائکتی انی قد غفرت لقائلها». ملاصدرا در تفسیر این حدیث بحث می‌کند که مقصود از عمود و سایر اصطلاحات موجود در آن سه چیز است و در حدیث چه اشاراتی است.

 3ـ2ـ3. شرح دو حدیث: 1) حدیثی از امام صادق(ع): «مامن امر یختلف فیه الاثنان الا وله اصل فی کتاب الله و لکن لا تبلغه عقول الرجال». با مقدمه‌ای مفصل همراه است. 2) شرح حدیثی در فضل عالمی که از علمش مردم بهره‌مند می‌شوند.

 4ـ2ـ3. شرح برخی از احادیث و مسائل مهم فلسفی و عرفانی که بیشتر از ملاصدرا نقل شده است.

 5ـ2ـ3. شرح حدیث «کنت کنزاً مخفیاً»: این شرح به احتمال قوی فقره‌ای از مولفات ملاصدراست. در رفع اشکال این حدیث مطالبی به عربی تألیف گشته است. در آغاز این رساله از «محی‌الدین» یاد شده و به همین دلیل در برخی از نسخه‌ها، این رساله را (به خطا) به وی منسوب کرده‌اند.

 4ـ عرفان و اخلاق

 1ـ4. سه اصل: موضوع این کتاب عرفان و اخلاق و به زبان فارسی، در دفاع از فلسفه نگاشته شده است. در مجموع این کتاب مرتب بر 14 باب است به این ترتیب: ـ سه اصل اول:

  1ـ جهل نسبت به شناخت نفس

  2ـ حب مال و جاه و شهوات

  3ـ تسویلات نفس اماره و تدلیسات شیطان

  4 و 5 و 6ـ سه باب بعدی، شرح ثمرات این اصول

  7 و 8ـ راه خطا و صواب

  9ـ خاصیت علم حقیقی و برتری آن نسبت به علوم ظاهری

  10 و 11ـ نور ایمان و لزوم تصفیه و تجلیه

  12ـ شرح ثمرات این شناخت

  13ـ امراض نفس

  14ـ عمل صالح و علم نافع

 2ـ4. کسرالأصنام الجاهلیة: این کتاب به زبان عربی و در ردّ صوفیه و نکوهش آنانی است که علم را حجاب نفس می‌دانند و با جهل به معارف الهی و اجراء آداب و رسوم بدعتی خویش، خود را واصل و کامل می‌پندارند و اثبات می‌کند رسیدن به کمال مطلوب در تحصیل معارف و علوم الهی توأم با بجا آوردن عبادات بدنی و مجاهدات نفسانی است و حال و مقام سالکان حقیقی و اوصاف و بدعتهای جاهلان متصوف را بیان می‌دارد. به آیات، احادیث و گفتار فلاسفه بسیار استشهاد می‌کند. حاوی یک مقدمه، 4 مقاله و هر مقاله شامل فصول و خاتمه است:

 مقاله اول: ریاضت به علم نیاز دارد (بیان جلالت علم بالله)

مقاله دوم: نتیجه عبادت، معرفت است

مقاله سوم: صفات ابرار

مقاله چهارم: مواعظ و ذمّ دنیا

 5ـ فلسفه

 1ـ5. اتحاد العاقل والمعقول: این کتاب فلسفی به زبان عربی، در گفتاری کوتاه مسئله اتحاد عاقل و معقول را با مقدمه‌ای به این نکته می‌رساند که: «همه چیز از ترشحات واجب‌الوجود است». نگارنده گفته‌های ابن‌سینا در شفاء را مدنظر داشته و می‌نویسد: «ما خلاصه‌ای از آنچه در این باب در کتاب الاسفار الاربعة آورده‌ایم در اینجا یاد می‌کنیم سپس در دو مقاله: اول در اتحاد عاقل و معقول و دوم در اینکه عقل بسیط کل مقولات است، این رساله را پایان می‌دهیم».

 2ـ5. اتصاف الماهیة بالوجود: بحث فلسفی مفصلی است پیرامون «آیا می‌توان گفت ماهیت موجود است و وجود بر ماهیت عارض می‌شود یا نه؟» در طی بحث، «وجود» را یکی و «موجودات» را متعدد و دارای حقایق مختلف می‌پندارد و ارتباط ماهیت با وجود را، خاص بیان می‌کند. در این رساله عربی، از اسفار خود نیز یاد می‌کند.

 3ـ5. اجوبة المسائل: پاسخ نویسنده به پرسشهای پنجگانه فلسفی ملاشمسای گیلانی (شمس الدین محمد گیلانی معروف به شمسا) از ملاصدرا می‌باشد که به همه آنها در این رساله به زبان عربی پاسخ داده است:

 1ـ ایرادی درباره «حرکت در مقوله کم» بنابراین قاعده: «در حرکت هر مقوله‌ای، بقاء متحرک بعینه شرط است».

 2ـ شبهه‌ای درباره «نفس نباتی و تجرد نفس»

 3ـ درباره «وجود ذهنی» و ذکر این شبهه «در وجود ذهنی، کم و کیف و أین و وضع، قائم به ماده نیست» با اینکه به گفته حکما این مقولات مخصوص به مادیات‌اند.

 4ـ ادراکات جزئی که برای دیگر حیوانات (به جز انسان) مسلم الثبوت است اگر مستند به قوای مادی است پس در انسان نیز تواند بود، حال آنکه ادراکات انسانی به وسیله نفس مجرد است و اگر ادراکات جزئی حیوانات مستند به نفس مجرد است پس همه حیوانات نیز دارای نفس مجرداند، بنابراین وقوع حشر و معاد برای حیوانات نیز امکان خواهد یافت.

5 ـ ظاهر حدیث شریف نبوی(ص) «کُنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین» آن است که نفس انسان حادث به حدوث بدن نیست. این رساله سوال و جواب در حاشیه مبدأ و معاد چاپ شده است.

 1ـ3ـ5. الاجوبة عن الاسولة النصیریة عن شمس‌الدین الخسروشاهی: پاسخ ملاصدرا به سوالات خواجه نصیرطوسی از شمس‌الدین عبدالحمید ابن عیسی خسروشاهی (580ـ656). شمس الدین خسروشاهی به سوالات خواجه پاسخ نداده و ملاصدرا، نخست متن نامه و سوالات خواجه را نقل کرده و سپس به پاسخ آن پرداخته است.

 2ـ3ـ5. اجوبة المسائل العویصة عن مظفر حسین کاشانی: پاسخ ملاصدرا به 3 سوال فلسفی درباب نفس از مظفر حسین کاشانی است.

 مسئله‌ها:

 1ـ درباره علم نفس به نیروهای خود

 2ـ نیروها و اعضای بدن که تابع مزاجند چگونه می‌توان آنها را مسخر و خادم نفس دانست.

 3ـ تحولات شگفت‌انگیز اجسام نباتی و حیوانی را چگونه می‌توان از تأثیرات نفوس حیوانی و نباتی دانست.

 4ـ تبدل طبیعت در نطفه به بقاء قوه فاعلی دلیل آنست که منطبع در ماده نیست.

 5ـ بقاء نفوس انسانی جدا از ماده، مستلزم آنست که اکمل از نفس کلی و نفوس فلکی باشد. صدرا پرسشها را به تفصیل پاسخ داده است.

 3ـ3ـ5. اجوبة المسائل: این نسخه نیز پاسخ ملاصدرا به یکی از شاگردان یا دوستان خود در 5 مسئله فلسفی به زبان عربی است بطور مبسوط و تحقیقی:

 1ـ درباره اختیار و مشیت الهی و اینکه شرطست در «مشیت» علم مقدم بر ایجاد باشد و شیخ اشراق چنین اعتقادی ندارد، ملاصدرا درباره شرط مزبور چه می‌گوید.

 2ـ قاعدة «جوهر، ذاتی اجناس مادون خود است» متفق علیها مستلزم ترکیب مجردات درخارج است و نیز مستلزم ترکیب هیولی از ماده و صورت است.

 3ـ دربارة شبهه‌ای که صاحب روضة(روض) الجنان بر یکی از ادلة اثبات هیولی وارد ساخته است.

 4ـ شبهة اثبات ماده برای اعراض.

 5ـ اگر حیثیات مکثراند باید شخصی مانند زید نیز کلی باشد زیرا حیثیات متعدد دارد. در پاسخ سوال 3 از شرح خود بر هدایه یاد و سخنی از آن نقل کرده است. سوال کننده از شاگردان یا معاصران ملاصدرا بوده و از محضرش بهره‌برده، صدرا ضمن سوال 2 و 5 بدین نکته اشارت کرده و او را دوست خود خوانده و در دیباچه این نامه از او با احترام فراوان یاد کرده است، وی بر خلاف پاسخ به شمسا، در اینجا با تفصیل پاسخ گفته است. در این نامه از شیخ شهاب‌الدین سهروردی شیخ اشراق و تلویحات و حکمة الاشراق او، شفا شیخ الرئیس، روضة الجنان ابوالحسن بن احمد، ایماضات میرداماد، محقق دوانی و از سید المدققین سید صدر دشتکی یاد کرده است.

 4ـ5. اکسیر العارفین فی معرفة طریق الحق و الیقین: رساله‌ای فلسفی ـ‌عرفانی و به زبان عربی است به گفته نویسنده، حاوی نکته‌ها و مطالب مهمی در اقوال فلاسفه بزرگ اسلامی است و بیشتر مطالب تحت تأثیر رساله «آغاز و انجام» بابا افضل کاشی است. مطالبی مربوط به علم النفس، عرفان، مراتب تصوف، تشویق به سلوک طریقت، معرفت و حکمت الهی و مبدأ و معاد است. آنچه مولف بدان رسیده از طریق کشف و شهود و مبانی علمی است. کتاب شامل 4 باب و هر بابی حاوی چند فصل (در مجموع 10 فصل) می‌باشد:

 الباب الاول: فی کمیة العلوم و قسمتها

 الباب الثانی: فی (معرفة) محل المعرفة و الحکمة و هی الهویة الانسانیة

 الباب الثالث: فی معرفة فاعل العلوم و فیاض المعارف و هو المبدء الاول لجمیع الاشیاء.

 الباب الرابع: فی معرفة الغایة الاصلیة و هی الغایة القصوی.

 5ـ5. التشخص: رساله‌ای فلسفی به زبان عربی درباره تشخص است و آنچه که به وسیله آن شخصی از دیگری متمایز می‌گردد. ردی فلسفی است برنظر آنان که تشخص و امتیاز بعضی را بر دیگران، اعتباری می‌دانند و معتقدند تشخص حقیقتی خارجی ندارد وی گفته‌های بزرگان را می‌آورد و در آن مناقشه می‌کند. مشتمل بر چند فصل می‌باشد.

 6ـ5. تعلیقات الشفاء: حاشیه‌ای فلسفی به زبان عربی است حاوی شرحی بر قسمت الهیات بمعنی اعم (امور عامه) با عنوانهای «قال ـ قال»، بعلاوه شرحی بر طبیعیات شفای ابن‌سینا می‌باشد. ملاصدرا مبانی مورد قبول شیخ‌الرئیس را توضیح می‌دهد و الفاظ مشکل آن را شرح می‌نماید، گاهی هم از آن انتقاد و عقاید مخصوص خود را ذکر می‌کند.

 7ـ5. حاشیة شرح حکمة الاشراق: حاشیه ملاصدرا بر شرح قطب‌الدین شیرازی (710 هـ .ق) بر حکمة الاشراق شهاب‌الدین سهروردی به زبان عربی است. در این حاشیه، بین فلسفة مشائی و اشراق، حکم نموده و عقاید مخصوص خود را بیان کرده است.

 8ـ5. حدوث العالم: رساله‌ای فلسفی و به زبان عربی است. مولف چنین می‌نگارد: «برآنم که مسئله حدوث عالم را به بحث کشم که از مشکلات فلسفه است و در اثر غموض و دقت طریقتش، ذهنها از ادراک آن عاجز مانده و در هر مذهبی شکوک بسیار بر آن عارض گردیده است، و تا حد امکان حقیقت را از پرده‌ها بیرون آورم. ملاصدرا ابتدا عقاید متکلمان و متشرعان را باز می‌گوید و نشان می‌دهد در بعضی از این عقاید چه سخافتها نهفته است، سپس عقیدة فیلسوفان را می‌آورد: ابتدا عقیده مشائیان و ارسطو و نقص قولشان را می‌نمایاند سپس به افلاطونیان می‌رسد و رأی افلاطون در طیماوس را ذکر می‌کند؛ بعد از نقد نظر ایشان، قول خود را باز می‌گشاید و در فصولی مسئله امکان، وجوب، قوه، فعل، حرکت، سکون، اثبات طبیعت برای هر متحرک و سپس حرکت جوهری را مطرح می‌کند و حدوث را مبنی بر اعتقاد به حرکت جوهری اثبات می‌کند. صدرا در این رساله ، عالم را حادث می‌داند و برای اثبات آن دلیل چندی می‌آورد.

 9ـ5. الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة: ملاصدرا در 58 سالگی روز آدینه 7 جمادی‌الاولی 1037 به تألیف این کتاب مشغول بوده است. این کتاب دورة کامل فلسفه صدرا، به زبان عربی، ام‌الکتاب تألیفات او وجامع همه آنها و شامل 47 جزء است. وی فلسفه را با ذوق حکماء اشراق و عرفا و متصوفه آمیخت و سبکی خاص بوجود آورد که همان حکمت متعالیه است. صدرا «رساله ماهیة و وجود» این کتاب را «اسفار اربعه» نام داده که بدین نام نیز مشهور است و بزرگترین و جامع‌ترین تألیف فلسفی اوست. مولف موضوع حرکت جوهریه را بصورت اساسی‌ترین مسائل فلسفه درآورد و بسیاری از مباحث را بر آن استوار ساخت.

 صدرا معتقد است عرفا و سالکین طریق حق، 4 سیر عقلی را باید در 4 سفر طی کنند به این ترتیب:

 1ـ سفر از خلق به سوی حق

 2ـ سفر با حق در حق

 3ـ سفر از حق به خلق با حق

 4ـ سفر در خلق با حق

چهار سفر مذکور در مباحث کتاب اینگونه مرتب گشته است:

 1ـ امور عامه (مباحث وجود ـ علم و اقسام آن)

 2ـ علم طبیعی (بحث نخست: احکام جواهر و اقسام اولی آن است. بحث آخر: در بیان اینکه موجودات طبیعی در فضیلت و شرف متفاوتند و مواد جسمی آماده قبول فیض وجودی بطور تدریجی هستند).

 3ـ علم الهی (علوم عقلی)

4. علم نفس از مبدا و معاد

 10ـ5. سریان نور وجود الحق فی‌الموجودات و ... احاطة بالممکنات: ملاصدرا این رساله فلسفی و عربی را در جواب درخواست دوستان خود نگاشته است و در آن بحث می‌کند که «چگونه نور وجود حق، سریان دارد» و نیز «سرّ معیت و احاطه حق با ممکنات» را بیان می‌دارد. در نهایت ایجاز، بزرگترین بحث فلسفی را مطرح می‌کند وی «احاطة علمی» را امری ظاهر می‌داند لذا به اثبات «احاطة وجودی حق با موجودات» می‌پردازد و پایه رساله را بر آن می‌نهد. آغاز مطلب با دو مقدمه همراه است: ابتدا سخنی درباره «واجب‌‌الوجود» و بعد «بیان مذهب صوفیه در سریان نور حق و ایجاد ممکنات». نویسنده در ضمن بحث، گاهی مطالب فارسی را از قول بعضی از بزرگان صوفی می‌آورد.

 11ـ5. شرح الهدایة الأثیریة: متن این کتاب فلسفی از «اثیرالدین فضل بن عمر ابهری سمرقندی» از اکابر علمای نیمه دوم قرن 7هـ .ق (660 هـ . ق) در فلسفه مشاء است که فیلسوفان اسلامی شروح بسیار بر آن زده‌اند از جمله شرح مزجی ملاصدرا که بیشتر، مقاصد مولف هدایة را به عربی مطرح می‌کند و کمتر مشرب خود را بیان می‌دارد. شاید از اولین آثار صدرا باشد چنانچه در این کتاب حرکت جوهریه را منکر است و بر استحاله آن اقامه دلیل می‌کند. در حالیکه در اسفار خود با اصرار فراوان آن را اثبات و ادله استحاله را ابطال می‌نماید.

 12ـ5. لمیة اختصاص المنطقة بموضع معیّن من الفلک: در این رساله فلسفی به زبان عربی وجود فلک، وجود شخصی صادر از عقل کل دانسته شده و مولف به اثبات آن پرداخته است.

 13ـ5. المسائل القدسیة و القواعد الملکوتیة: رسالة موجزی در ربوبیّات به زبان عربی است، در مقدمه ذکر می‌شود که مطالب از مکاشفات و واردات قلبی است و به دور از مبانی فلسفی، سفسطی، جدلی و تقلید می‌باشد. در این رساله از «کتابنا الکبیر» یعنی «اسفار» در 2 جا نام می‌برد و ذکر می‌کند که مولف پیش از این، وجود را اعتباری می‌دانسته است.

 14ـ5. المشاعر: بحثهای فلسفی راجع به شناختن واجب الوجود، صفات الهی، اصول حقایق ایمان، حکمت، کلام و ... به زبان عربی است. در دیباچه یاد می‌کند که معرفت وجود و هستی‌شناسی را پایه فلسفه خود قرار داده است و اساس‌شناسایی خدا، رستاخیز، عالم مثال، اتحاد عاقل و معقول، جامعیت بسیط الحقیقة، اشتداد وجود و مانند اینها را بر روی همان هستی‌شناسی می‌گذارد. پیداست کتاب مربوط به آغاز جوانی فیلسوف شیرازی نیست چنانکه می‌گوید: «پیش از این ماهیت را اصیل می‌پنداشتم تا اینکه از آن برگشتم و به اصالت وجود گرائیدم».

 15ـ5. الواردات القلبیة فی معرفة الربوبیة: رساله‌ای عرفانی ـ فلسفی به زبان عربی مشابه کتاب «شواهد الربوبیة» است در ابوابِ «خداشناسی، اثبات صانع، وجود، علم واجب‌الوجود، آیا صادر از واجب الوجود خیر محض است یا خیر مستولی بر شرّ؟»

 صدرا مسائل نغز الهی را به نام رازهایی که بر او گشوده شده بی‌آنکه از کسی گرفته و تقلیدی باشد به روش عرفان و اشراق با عنوانهای «فیض» آورده است که شامل 40 فیض می‌گردد.

در این رساله، مدرسان، درباریان، محدثان و فقیهان را نکوهش می‌کند.

 بیتهایی به پارسی در متن دیده می‌شود. این رساله به نام «التسبیحات القلبیة فی معرفة الربوبیة» نیز خوانده می‌شود.

 6ـ کلام

 1ـ6. الحشر: موضوع کتاب کلام و به زبان عربی می‌باشد. این کتاب با دو نام معرفی شده:

 1ـ حشر العوام فی معاد الاشیاء و حشرها

 2ـ طرح الکونین و رفض العالمین

 اما ملاصدرا خود برای آن نامی ننهاده است. در این رساله مباحث فلسفی در مورد اثبات و چگونگی معاد، حشر و بازگشت موجودات مطرح و تحقیق و تفصیل مسئله عقول را به کتاب «اسفار اربعه» باب عقل و معقول ارجاع داده است.

 صدرا این رساله را در جواب و درخواست یکی از پرسش کنندگان نگاشته که از او به «اخی» یاد می‌کند و معتقد است: حشر از آن آدمیان و زندگان نیست بلکه همه طبایع جماد و نبات نیز حشری دارند، لذا ابتدا طبقات ممکنات را بدین شرح بر می‌شمرد:

طبقه نخست: مفارقات عقلی که جهان آنها جهان فضاء الهی است.

 طبقه دوم: ارواح مدبر عقلی که تعلق به اجرام علوی و سفلی دارند.

 طبقه سوم: ارواح مدبر جزئی و نفوس خیالی که تعلق به اجرام سفلی دخانی و ناری دارند.

طبقه چهارم: نبات و غیرنبات از لطایفی که به تحریک آن نفوس در اجسام متحرک، سریان دارند.

طبقه پنجم: ابعاد و اجرامی که اسفل السافلین دارند.

 سپس به حشر هر یک از این طبقات می‌پردازد و مطالب را در 8 فصل مرتب می‌کند:

 1ـ حشر العقول خاصه (با 4 برهان)

 2ـ حشر النفوس الناطقة

 3ـ حشر النفوس الحیوانیة

 4ـ حشر القوی النباتیة و غیر نباتیة

 5ـ حشر الجمادات و العناصر

 6ـ عود جمیع الحسیات

 7ـ معاد الهیولی الأولی و الأجسام المادیة 8ـ وجه تعمیم المعاد لجمیع المذکورات

2ـ6. الحکمة العرشیة: این رساله از متون موجز حکمت متعالیه در باب اثبات مبدأ و معاد ا ست که تفصیل آن به کتاب اسفار احاله شده است. مؤلف به روشی فلسفی و با استفاده از آیات و احادیث، این رساله عربی را تألیف نموده است؛ با دو مشرق: المشرق الاول: فی العلم بالله و صفاته و اسمائه و آیاته (دارای قواعد) المشرق الثانی: فی المعاد یا علم المعاد (دارای اشراقات)

 3ـ6. خلق الاعمال ـ‌جبر و تفویض القدر و افعال العباد: در این رساله کلامی و عربی، پیرامون مسئله قدر در افعال و چگونگی خلق اعمال بحث می‌کند در آغاز رساله اقوال فلاسفه در این موضوع نقل شده پس از آن، حق را که اهل بیت(ع) فرموده‌اند، می‌آورد. مولف در دیباچه رساله می‌نویسد: چون رخصت نداشتم از اسرار مسئله قدر سخن گویم و رازهای نهفته فاش سازم به بازگو کردن سخنان دانشمندان اسلام و شمه‌ای از روش اهل الله بسنده می‌کنم. در بعضی از نسخه‌ها با عنوان «جبر و تفویض» آمده است.

 4ـ6. الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة: این کتاب، یک دوره کامل و جامع و خلاصه‌ای از حکمت متعالیه در فلسفه، حکمت و اثبات توحید و نبوت به زبان عربی است. امور اعتقادی با عرفان و تصوف آمیخته و شواهدی از آیات گرد آمده و بنا به گفتة خود مؤلف از استدلال و تطویل اجتناب شده است.

 مطالب در 5 مشهد و هر مشهد از چندین شاهد و هر شاهد در چند اشراق مرتب گردیده که با عباراتی روان و شیوا تألیف گشته است.

مشهد اول: فی الامور العامة (شامل 5 شاهد)

 مشهد ثانی: فی وجوده تعالی (شامل 2 شاهد)

مشهد ثالث: فی علم المعاد (شامل 3 شاهد)

 مشهد رابع: فی اثبات حشر الجسمانی (شامل 3 شاهد)

 مشهد خامس: فی النبوات و الولایات (شامل 2 شاهد)

 5ـ6. القضاء و القدر فی افعال البشر: رساله‌ای در کلام به زبان عربی، که در جواب درخواست گروهی از دوستان مولف تألیف شده است. وی رساله حاضر را در تبیین عنایت الهی، معنی قضا و قدر، لوح و قلم، اثبات حسن و کمال نظام عالم، کیفیت دخول شرور در قدر، اعمال اختیاری و اضطراری که از انسان سر می‌زند، همراه با مسائلی دیگر، نگاشته است. در بحثی پیرامون افعال عباد و اینکه آیا آدمیان مختارند یا مجبور، اقوال فلاسفه را با ادله آنان بیان نموده و در پایان عقیده خود را ارائه کرده است. مباحث در 6 فصل می‌باشد، به اضافه دو فصلی که متعلق به جبر و اختیار است:

 فصل اول: معنی عنایت، قضا و قدر.

 فصل دوم: محل قضا و محل قدر.

 فصل سوم: خلقت و نظم عالم در مجموع، اکمل و اتم است.

 فصل چهارم: کیفیت دخول شر در قضاء الهی.

 فصل پنجم: کیفیت اقوال و افعالی که به اختیار از ما واقع می‌شود.

 فصل ششم: فائده طاعات و تأثیر دعا.

در مقایسه این رساله با قضا و قدر عبدالرزاق کاشانی (730 هـ . ق) بر می‌آید صدرا از آن رساله فایده بسیار برده و حتی عنوان بسیاری از فصلهای رسالة خویش را از او گرفته باشد.

 6ـ6. المبدأ و المعاد: کتاب عربی مشتمل بر مباحث کلامی: «الهیات، طبیعیات، کیفیت پیدایش و ظهور نفس ناطقه و مقامات و نهایات آن و مباحث نبوّات و منامات» است. در اوّل کتاب اشارة اجمالی به مباحث وجود شده است. سبک کتاب به روش اسفار است هرچند در علم باری متعرض طریقه خود نشده و طریقه شیخ اشراق را بر سایر طرق در این زمینه (علم باری) ترجیح داده است.

مطالب در دو فن تنظیم گشته است:

 فن اول: در ربوبیات، ضمن سه مقاله در شناخت حق اول، صفات و افعال او.

 فن دوم: در طبیعیات، در مورد تکوین موالید، معاد و نبوت، در چهار مقاله. هر مقاله مشتمل بر فصولی است.

 7ـ6. المظاهر الالهیة فی اسرار العلوم الکمالیة: رساله‌ای موجز و استدلالی در مباحث کلامی مبدأ و معاد که با روشی فلسفی و شواهد از آیات و اخبار، به زبان عربی پرداخته شده است. مرتب بر یک «مقدمه» در اهمیت حکمت الهی و دو «فن» که هر فنی مشتمل بر 8 «مظهر» و در خاتمه «سخن پایانی» است.

 فن اول: شناخت خدا و چگونگی افعال او در 8 مظهر:

 1ـ مقصد عمده کتاب = حکمت حقیقی و مطلوب غایی

 2ـ اثبات وجود خدا

 3ـ توحید و وجوب الوجود

 4ـ اسماء و صفات خدا

 5ـ علم خدا به ذات خود و غیرذات خود

 6ـ دوام الهیت خدا

 7ـ حدوث عالم و هستی آن و مسبوق بودن جهان وجود به عدم زمانی

 8ـ چگونگی آفرینش، معاد و اشاره به سلسله هبوط و صعود

فن دوم: مبحث معاد در 8 مظهر:

 1ـ اثبات معاد جسمانی

 2ـ دوباره زنده شدن انسان با تمامی قوا و جوارح در رستاخیز

 3ـ حقیقت مرگ

 4ـ ماهیت قبر و عذاب و ثواب آن

 5ـ رستاخیز

 6ـ حشر در رستاخیز

 7ـ صراط

 8ـ نامة اعمال

 سخن پایانی:

 1ـ میزان و حساب

 2ـ احوال قیامت

 3ـ‌ نفخ

 4ـ نگهبانان دوزخ

 5ـ درخت طوبی و زقوم

 6ـ خلافت

 7ـ رویای صادقه

 8ـ اندرز

 8ـ6. المعاد الجسمانی ـ زاد السالک ـ زاد المسافر: ملاصدرا در این رساله کلامی به زبان عربی، با ادله عقلی و فلسفی به اثبات معاد کالبد برزخی می‌پردازد که نوعی معاد جسمانی است، مفصل این بحث در کتاب اسفار وی آمده است. مولف: «در این رساله کوچک سر آن دارم مسئله معاد را طرح و معاد جسمانی را اثبات کنم مبحثی که افکار علما در آن عاجز مانده است».

 7ـ‌ منطق

 1ـ7. التصور و التصدیق: رساله‌ای در منطق و به زبان عربی است که به خواهش یکی از دوستان مولف نگاشته شده است. تحقیقی در تصور و تصدیق و تعریف این دو و تقسیمات علم در 3 فصل می‌باشد. با استناد به گفته‌های ابن‌سینا و بعضی از فلاسفه دیگر، مطالبی دارد. در این کتاب از سخنان قطب‌الدین رازی در شرح شمسیه و شرح مطالع و رساله تصور و تصدیق ، خرده گرفته است.

 2ـ7. اللمعات المشرقیة فی المباحث (الفنون) المنطقیة ـ التنقیح ـ التنقیة: رساله‌ای مختصر در منطق به زبان عربی و دارای 9 اشراق است:

 1ـ ایساغوجی، شامل 1 مقدمه و 10 لمعه.

 2ـ اقوال شارحه، شامل 2 لمعه و 1 خاتمه.

 3ـ باری ارمیناس، شامل مقدمه و 6 لمعه

 4ـ جهات قضایا، شامل 7 لمعه.

 5ـ ترکیب دوم یا تشکیل قیاس و بیان اشکال، شامل 7 لمعه.

 6ـ قیاس خلف، شامل 3 لمعه.

 7ـ اقسام مواد در قیاس.

 8ـ برهان، شامل1 تمهید و 4 لمعه.

 9- مغالطه، شامل 1 تمهید و 1 لمعه. در این رساله هیچیک از آثار ملاصدرا یاد نشده و به روشی خاص نزدیک به سبک منطق حکمت اشراق نگارش یافته است. آراء وی در این رساله خلاصه ای از نظرات صدرا در تعلیقات منطق حکمت الاشراق است. منطقیون، بخصوص متأخران اعتراضاتی دارد آنگونه که نام این رساله بر پشت یکی از نسخ آن «رساله‌ای در نقد منطق» نوشته شده است. ملاصدرا در این رساله قضیه سالبه محموله را، که به گفته خود او در تعلیقات از ابداعات متأخران است، از موجبه معدوله و یا سالبة محصله جدا نمی‌داند. دیگر از آراء صدرا در این رساله، به پیروی از شیخ اشراق، الغاء جهات قضایا و برگرداندن همه قضایای موجهه به موجبه کلیه حملیه ضروریه است.

 8ـ آثار پراکنده

/ 1 نظر / 455 بازدید
بیتا

سلام وبلاگ بسیار زیبایی دارید لذت بردم موفق باشید